|
اي کاش مي دانستم بعد از مرگم اولين اشک از چشمان چه کسي جاري مي شود و آخرين سياهپوش که مرا به فراموشي ميسپارد چه کسي خواهد ؟ من که گفتم این بهار افسردنی است من که گفتم این پرستو مردنی است من که گفتم ای دل بی بند و بار عشق یعنی رنج ، یعنی انتظار آه عجب کاری به دستم داد دل هم شکست و هم شکستم داد دل . . .
خدا ما رو برای هم نمیخواست..فقط میخواست همو فهمیده باشیم... بدونیم نیمه ی ما مال ما نیست...فقط خواست نیممون رو دیده باشیم... تموم لحظه های این تب تلخ...خدا از حسرت ما باخبر بود... خودش ما رو برای هم نمیخواست...خودت دیدی دعامون بی اثر بود... چه سخته مال هم باشیم و بی هم...میبینم میری و میبینی میرم... تو وقتی هستی اما دوری از من...نه میشه زنده باشم نه بمیرم... نمیگم دلخور از تقدیرم اما...تو میدونی چقدر دلگیره این عشق... فقط چون دیر باید میرسیدیم...داره رو دست ما میمیره این عشق... تموم لحظه های این تب تلخ...خدا از حسرت ما باخبر بود... خودش ما رو برای هم نمیخواست٬خودت دیدی دعامون بی اثر بود... خدا ما رو برای هم نمیخواست...فقط میخواست همو فهمیده باشیم... بدونیم نیمه ی ما مال ما نیست...فقط خواست نیممون رو دیده باشیم...!!!
من بودم و تو...روزای آروم...عشق خیالی توی دلامون... هر روز تو رویا...با تو نشستم...جز تو به هیچکس...من دل نبستم... مهر تو رو من...به دل نشوندم...لعنت به این دل...چه ساده بودم... عاشق نبودی...تنهام گذاشتی...حتی یه ذره...دوسم نداشتی... پروانه بودم...زدی پروندیم...شمع قشنگم...بدجور سوزوندیم... حالا عزیزم...رفتی و تنهام...خبر نداری...از سیل غمهام... تو حسرت تو...آروم ندارم...به یاد چشمات...من بی قرارم... باور ندارم...شدم فراموش...آخ خیلی وقته...یخ کرده آغوش... عاشق نبودی...تنهام گذاشتی...حتی یه ذره...دوسم نداشتی... پروانه بودم...زدی پروندیم...شمع قشنگم...بدجور سوزوندیم... حالا غروبه...هر وقت روزم...رفتی نگفتی...بی تو میسوزم... چرا نباید...یادت بمیره...جاشو تو قلبم...نفرت بگیره... عاشق نبودی...تنهام گذاشتی...حتی یه ذره...دوسم نداشتی... پروانه بودم...زدی پروندیم...شمع قشنگم...بدجور سوزوندیم...
گفتی که مرادوست نداری گلهای نیست
یه لحظه هم نمیتونم باور کنم نباشی...من حاضرم بمیرم و فقط تو زنده باشی... وقتی که هستی٬هستی ام تموم خاک دنیاست...شاهد عشق پاک ما اشکی کنار دریاست... روزگارم نمیتونه دیگه تو رو از من بگیره...آخه اونم میدونه که نفشم به نفس تو گیره... آره کاره دل من و تو دیگه از عاشقی گذشته...بیا با هم نذار این رویای دریا بمیره... روزگارم نمیتونه دیگه تو رو از من بگیره...آخه اونم میدونه که نفشم به نفس تو گیره... آره کاره دل من و تو دیگه از عاشقی گذشته...بیا با هم نذار این رویای دریا بمیره... یه لحظه هم سخته که٬بودنت رو حس نکردن...یه حسیه٬شبیه حس سرد و تلخ مردن... نمیتونم...نمیذارم...نمیخوام... نمیشه...تموم لحظه هامون رو به خطره سپردن... یه ثانیش...یه عمره...فکر کنم...که دیگه نیستی...آهای جدایی...نمیذارم پیش روم بایستی... من از خدا میخوام...که عشقمو واسم بذاره...تو هم بدون...دیگه برام...یه عشق ساده نیستی... روزگارم نمیتونه دیگه تو رو از من بگیره...آخه اونم میدونه که نفشم به نفس تو گیره... آره کاره دل من و تو دیگه از عاشقی گذشته...بیا با هم نذار این رویای دریا بمیره... روزگارم نمیتونه دیگه تو رو از من بگیره...آخه اونم میدونه که نفشم به نفس تو گیره... آره کاره دل من و تو دیگه از عاشقی گذشته...بیا با هم نذار این رویای دریا بمیره...
زمستون...فصل تولد تو...میخونم فقط به خاطر تو... دل من دیگه آروم نداره...تو رو خواسته...دیگه راهی نداره... شب تولدت باز مثل پارسال...بی قرارم...بی قراریم مثل هر سال... هزاران گل سرخ هدیه به تو یار...آسمون ستاره بارون شده ای وای... تو این شبای سرد و پرگلایه...دلم میخواد بشه ابر بهاره... بباره تا سحر مثال اشکام...تا بگه تنها نذارم دیگه ای یار... تو این دقیقه ها و لحظه ها همه میدونن... برای تو گل عشق رو میارن... تولدت مبارک گل زیبا... تو این دقیقه ها و لحظه ها همه میدونن... برای تو گل عشق رو میارن... تولدت مبارک گل زیبا... زمستون...فصل تولد تو...میخونم فقط به خاطر تو... دل من دیگه آروم نداره...تو رو خواسته...دیگه راهی نداره... میدونم وقتی که تو خواب نازی...دلت میخواد به من دلتو ببازی... میدونی که دلم چشماتو میخواد...دل من منتظره اشکاتو میخواد... اون اشکایی که یک دنیا قشنگه...خودتم میدونی خیلی می ارزه... اگه این همه ساله بی قرارم...در عوض حالا دیگه چشماتو دارم... تو این دقیقه ها و لحظه ها همه میدونن... برای تو گل عشق رو میارن... تولدت مبارک گل زیبا... تو این دقیقه ها و لحظه ها همه میدونن... برای تو گل عشق رو میارن... تولدت مبارک گل زیبا... زمستون...فصل تولد تو...میخونم فقط به خاطر تو...
دوست دارم لبالب...میسوزه عشقم از تب...پر میشم از اسم تو...هر ثانیه هر شب... دوست دارم تا فردا...دوست دارم تا دریا...شاید ببینمت باز...تو وقت خواب و رویا... ساعتی از شقایق...دقیقه های عاشق...دوست دارم تو بارون...تموم این دقایق... سبد سبد ستاره رو دوش شب سواره...اگه فردا نباشه...دوست دارم دوباره... دوست دارم لبالب...میسوزه عشقم از تب...پر میشم از اسم تو...هر ثانیه هر شب... دوست دارم تا فردا...دوست دارم تا دریا...شاید ببینمت باز...تو وقت خواب و رویا...
|
About![]()
اون تو یه روز زمستونی اومد...یه دنیا واسم ساخت...شاد شاد...شد همه ی زندگی من...شد همدم من Archivesتیر 1388اردیبهشت 1388 فروردین 1388 دی 1387 اسفند 1386 دی 1386 Specific
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
کاربران آنلاین: بازديدها : |